ز این داستان کوتاه یاد بگیریم به هم عشق بورزیم


این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.

 

 

دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت،مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقیچه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم، اگر سعی کنی..

 

زیباترین عكسهای هابل




L00906511554.jpg

این تصویر به چشم گربه شهرت دارد

L00906511565.jpg


منظره زیبای نور قرمز ستاره غول پیكر

L00906511579.jpg

منظره سحرانگیز و با شكوه از كهكشان سومبره‌رو

L00906511591.jpg

تصویر بی نظیر از ده ها هزار كهكشان كه در فاصله چند میلیون سال نوری واقع شده اند.

L00906511602.jpg


هابل تصویر این سحابی به نام رینگ نبولا را در سال 1998 گرفت و به زمین ارسال كرد

L00906511613.jpg

منظره سحابی « هورگلس نبولا» كه در فاصله حدود 8000 سال نوری از زمین قرار دارد

L00906511624.jpg

دوربین سوروایز هابل در سال 2002 تصویر این سحابی به نام كان نبولا كه در فاصله 2500 سال نوری از زمین واقع شده است را گرفت

L00906511636.jpg


تصویر بی نظیر برخورد دوكهكشان

L00906511649.jpg

جدیدترین عكسی هابل به زمین ارسال كرده و توسط ناسا منتشر شده است مربوط به روز 4 مه 2009 از سحابی « كوهوتك 4-55 است

L00906511661.jpg


منظره ای دیدنی از فضای لایتناهی ، ساختارهای ستون مانند گاز و غبارهای كیهانی هستندكه منجر به تشكیل ستاره های جدید می شوند

تصاویر انفجارهاى یک آتشفشان زیر دریا

تصاویر انفجارهاى یک آتشفشان زیر دریا
25 اردیبهشت 88 - 23:16
  ( 4 راي   ،   15 امتیاز )
امتياز :

چند هفته پیش در ساحل اقیانوس آرام انفجارهاى یک آتشفشان زیر دریا اتفاق افتادند. دانشمندان توانای آمریکایی که به آتشفشان خیلى نزدیک نزدیک شده بودند تصاویری از این واقعه بینظیر را ضبط کرده اند که تقدیم شما می کنم ( یک کار پرخطر , مخاطره‌آمیز , اما ارزش آن قطعاً بسیار زیاد است )

بهترین عکسهای سال 2008 عکاسان حرفه ای

23:56

دیدن طبیعت از نزدیک


www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

متافیزیک و اسرار جهان


ANGEL:
تمدنی اسرار امیز در زیرزمین
یک پدیده غیر عادی که آمیخته با روایات عجیب و غریب محلی بود, باعث شد تا توجه دانشمندان روسی را بسوی یک چاه بی انتها در جمهوری" اذربایجان " جلب نماید . دیواره ان چاه نور ابی رنگ مبهمی را انتشار میداد و صداهای عجیب و غریب زوزه یا سوت مانند از داخل ان بگوش میرسید . انطور کهبردند هیچ چیز غیر عادی در انجا وجود نداشت . تعدادی از محققان تا عمق معینی از چاه پائین رفتند و در همان حال تعدادی نیز شکافها و سوراخ های اطراف ان محل را مورد کاوش قرار دادند – تا ببینند ارتباطی بین انها وجود دارد یا نه دانشمندان پی , وبیش از انچه انتظار داشتند یافتند . شبکه عظیمی از تونلهای زیر زمینی که بعدا" معلوم گردید با تونل های زیر زمینی "گرجستان" و "قزاقستان" نیز مربوط میباشند . ابتدا چنین تصور شد که انها متعلق به عصر ماقبل تاریخ است, زیرا در نزدیکی مدخل انجا استخوانهای انسانها و نقاشیها و خطوط نوشتاری مشاهده شد . اما تحقیقات بیشتر معلوم کرد که استخونها خیلی جدیدتر از خطوط و نقاشی هاست . همچنین معلوم گردید که اکثر تونلها به غارهایی که در کنار کوه کنده بودند, منتهی میشود . این تونلها نیز با سنگ ملاط اهک مسدود شده و مانع کاوش مناسب می شد . با وجود اینها تشکیل یک سیستم عریض قابل تردد را می داد که بعضی ها دایره ای ( چهار سو یا محل تلاقی چندین معبر ) و بعضی ها به صورت دالانهای کوتاه بن بست بودند و در سرتاسر ان چاه ها, کانالهایی انقدر باریک وجود داشت که حتا یک کودک هم نمیتوانست از داخل ان عبور نماید . یکی از تونلهای بزرگ ان که قابل تردد بود, بعد از مسافت قابل ملاحظه ای به یک هال وسیع زیر زمینی منتهی شد که بیش از 22 متر ارتفاع داشت . کاملا واضح بود که انجا حاصل کار موجودات با تمدن بوده است,اما برای چه منظوری ساخته شده است.؟! تاکنون هیچ پاسخی وایده ای برای ان یافت نشده است .! شاید پاسخ به این سئوال در داخل تونلهایی که مسدود شده اند – نهفته باشد . شکل ورودی های اصلی به ان تونلها یکسان است – یعنی با دیواره های زیبای مستقیم و طاقهای کم عرض . و موضوع عجیبی که وجود دارد این است که انها تقریبا" مشابه تونلهای است که در امریکای مرکزی مشاهده شده است. در " قزاقستان " در داخل غارهای که در نزدیکی تونلها وجود دارد, نقاشی و نوشته هایی در روی دیوارهاست که شکل و مایه اصلی جهانی دارند . از ان جمله میتوان به خطوط متقاطع شبیه صلیب شکسته نازی ها که سمبل ابدیت است یا خطوط حلزونی شکل را نام برد . اما در مورد هدف کندن این تونلها – دانشمندان روسی عقیده دارند که انها بخشی از یک شبکه عظیم هستند که به طرف ایران *کشیده شده است و شاید هم به تونلهای جدیدی که بعدها در نزدیکی " امودریا " ( واقع در ترکمنستان و در نزدیکی افغانستان )کشف شده اند وصل باشند و حتی امکان دارد به دخمه های پیچ در پیچ زیر زمینی مرکز و غرب چین و تبت و مغولستان متصل باشند . بعضی از ان تونلها در سالهای 1920 و 1921 توسط " اوزندو و*** " که یک کاوشگر روسی بود کشف شدند, خود وی عقیده داشت که مردم ان سامان از وحشت تهاجم و قتل و غارت مغولها که تحت رهبری چنگیزخان همه جا را بخاک و خون کشیدند- کنده شده است, تا بتوانند در داخل انها مخفی شوند . در این رابطه شرق شناس معروف " نیکولاس روزیخ " عقیده دارد که در جایی در اسیا یک امپراطوری عظیم زیر زمینی وجود داشت که " شمبهالا " نام داشت و از نسل انها یک ناجی جدید بشریت بصورت پهلوان " میترییا " ظهور خواهد نمود. روحانیان تبتی عقیده دارند که ان تونلها پادگان امنی بوده و حتی اخرین انها پناهندگان زیادی را از یک فاجعه عظیم نجات داده است . روایت میشود که ان مردم ناشناخته در داخل ان تونلها به یک منبع انرژی دست یافته بودند, که گویا جانشین انرژی خورشیدی بوده است . یعنی باعث رشد گیاهان و افزایش طول عمر انسانها می شده است – و گمان میرود که نور مهتابی سبز رنگی را منتشر میکرده است . باز هم نکته عجیبی که وجود دارد این است که چنین عقیده ای در افسانه های امریکا نیز وجود دارد . روایت است که یک کاوشگر در دل جنگلهای امازون دخمه تو در توی زیر زمینی را کشف کرده بود که از طریق یک فروغ جاویدان روشنایی اخذ میکرده است . ان کاوشگر در اثر حمله یک عنکبوت غول پیکر با عجله به بیرون فرار کرده بود, ولی در حین فرار شبح انسانهایی را مشاهده کرده بود که در انتهای ان دخمه در حال تردد بوده اند . بازماندگان " اینکا " ها افسانه هولناکی درباره اجداد خود نقل می کنند . طبق گفته انها اجدادشان در دل کوه ها مسکن گزیده بودند و به ندرت از انجا بیرون امده و در زیر نور ستارگان قدم می زده اند . طبق گفته " تام ویلسن " که از متخصصین نسل سرخپوستان در کالیفرنیا میباشد, تعریف می کند که دستنوشته پدربزرگ خود را که حدود 90 سال قبل زندگی میکرده و هیچگونه اطلاعی از حکایات امریکای جنوبی نداشته را پیدا کرده – پدر بزرگ او در ان دستنوشته اشاره کرده که بر حسب اتفاق یک شهر عظیم زیرزمینی را یافته و خودش برای مدتی در میان مردمان عجیب انجا که لباسی از جنس شبیه چرم – اما نه خود چرم به تن داشتند و به زبان غریبی تکلم مینمودند و غذاهای غیر طبیعی مصرف میکرده اند را بچشم دیده و چند روزی در میان انها بسر برده بود . ایا انها باقی مانده های مردمی هستند که دارای عمر جاویدانند.؟ البته ان قبیل از دانشمندان که به موضوعات فوق طبیعی معتقدند – بلافاصله به این سئوال پاسخ مثبت خواهند داد, اما باید با احتیاط با این موضوع برخورد نمائیم . در حدود سالهای 1899 تا 1900 یک جوینده طلا به نام " وایت اژلومان" به یک گورستان زیرزمینی دست یافت . این گورستان عجیب تا امروز بسیاری از محققان و دانشمندان را در بهت و حیرت عجیبی فرو برده است . در این گورستان زیر زمینی که در سالن وسیع ان صدها جسد بحال طبیعی وجود داشت که بعضی از انها در روی صندلی های سنگی لمیده و بعضی دیگر نیز در حالات طبیعی در اطراف سالن نشسته بودند . حالات انها طوری بود که انگار مرگ انها را ناگهان غافلگیر نموده, و در حالت بیخبری به طور ناگهانی قالب تهی کرده بودند . این اجساد نیز لباسی از جنس شبیه چرم به تن داشتند و داخل ان مکان زیرزمینی نیز به وسیله یک نور سبزرنگ روشن بوده است – و در اطراف و کنار ان اجساد تندیسهای بزرگ طلائی که در زیر نور میدرخشیدند – بچشم میخورد . طبق بررسی های بعمل امده تمام اجساد در یک لحظه معین جان سپرده بودند – متاسفانه دانشمندان نتوانستند علت مرگ دستجمعی انها را بفهمند . ایا انها با انرژِی که علم امروز از درک ان عاجز است,جان باخته 

اند.؟؟!! سرخپوستان اپاچی از تونلهای بین سرزمین خود و شهر افسانه ای " تایاهواناکو " داستانهایی تعریف می کنند و ادعا می کنند که بعضی از اجداد انها از ترس جنگجویان قبایل دیگر به داخل ان تونلها پناه برده و سالها در داخل انجا به جلو رفته و به امریکای جنوبی رسیده بودند . شاید این گونه روایات را که اپاچی ها تعریف می کنند را با دیده شک و تردید بنگریم . ولی وقتی میشنویم که روسای انها این موضوع را تائید می کنند و میگویند که تونلها به وسیله اشعه مرگباری که " صخره زنده " را منهدم میکرد, کنده شده است – دچار شگفتی می شویم . انها می افزایند که عاملان ان اشعه موجوداتی هستند که در نزدیکی ستارگان زندگی می کنند .!!! نکته پیچیده دیگر وجود چاهی در " پالنگ " میباشد . این چاه که عمقی معادل 70 متر دارد در نزدیکی معابد مایا میباشد . با بررسی های بعمل امده در این چاه –انها وقتی در عمق 45 متری به اب رسیدند و چیزی معادل 30 متر از این چاه در اب کنده شده است.!! باور نکردنی است چون برای چنین چاهی باید ابتدا پمپی اب داخل چاه را بسرعت به بیرون بیاورد تا موقنی بتواند در اب چاه را حفر کند . نکته دوم پمپی دیگر باید هوا را از بیرون به داخل چاه هدایت کند . حال ان دستگاهها با چه انرژی کار میکردند؟ خود معمای دیگری میباشد .!! . وقتی مجددا" به موضوعات مربوط به اسیا بر میگردیم, پی میبریم که علاوه بر افسانه امپراطوری " شمبهالا " یک امپراطوری اسرار امیز زیر زمینی دیگر به نام " اگارتی " – " اگارتا " یا " اقارتی " در یک پناهگاه امن مرکزی که در یک جایی نزدیک در زیر کوههای هیمالیا قرار دارد وجود داشته است . طبق ادعای پرفسور " اوزند ووسکی " این مرکز با فرهنگ و تمدن انسانی حداقل در 60.000 (شصت هزار )سال قبل پایه گذاری گذاری شده بود . بعضی از روایات مربوط به وجود انها خیلی خیلی تخیلی هستند و ارزش وقت تلف کردن را ندارند و از طرف دیگر هر از چندگاه یک بار شارلاتانهای جور واجور ظهور نموده و ادعا می کنند که از روحانیون والا مقام انها هستند . اما روایاتی که در مورد پروازهای فضایی مافوق انسانی مردمان ان امپراطوری به قهرمانان موجود در کتب سانسکریت هندوها بچشم میخورد که تعدادی را بفکر انداخته که علیرغم افسانه امیز بودن ان روایات, ارزش مطالعه و بررسی دقیق را دارند .به طوری که یک دانشمند امریکایی مطرح نمود است : موضوع مربوط به امپراطوری زیر زمینی " اگارتی " و دیگر معماهای کیهانی – افسانه های تبت و نعمت الهی روان شناسی تجربی** که بعضی از مردمان اسیا از ان برخوردارند و تماما" در فصول همان کتب نگاشته شده است, مربوط به افسانه تمدن " مو " میباشد . شاید روزی بتوانیم ایده هایی از محتویات کتب باقی مانده کسب نمائیم . اما چگونه و چه موقع.؟ جستجوی یک سوزن در انبار کاه در مقایسه با ان کار ساده ای میباشد و این موضوع مورد تائید کسانی است که سعی کرده اند پرده از روی راز موجودات فضایی و یا پرستش کنندگان ستاره ها که " هسینگو " نامیده میشود – بردارند . انها از نژاد مردم چین نبودند, در یک منطقه خالی از سکنه که در ضمن اطلاعات چندانی در مورد انجا ندارم و در شمال تبت و در جنوب رشته کوه های " کان لون " واقع است – میزیسته اند . تصور بر این است که انها از ایران و سوریه به انجا امده بودند و یافته های بعمل امده یاداور فرهنگ " یوگاریت*** " میباشد .

ANGEL:
گنجینه دفن شده اینکاها

اگر کاشفان و جنگجویان اسپانیولی بعد از ورود به شهر " کوزکو " ان وحشیگری و خشونت را در مورد مردمان انجا اعمال نمیکردند و " اتاهوالپا " پادشاه ان سرزمین را به ان وضع فجیع نمی کشتند ,خدا میداند که چند فروند کشتی لازم بود تا طلاهای ان سرزمین را بار کرده و به اسپانیا منتقل کنند . ولی مسئولین انجا وقتی وضع را چنین وخیم دیدند, گنجینه های خود را در دل زمین مخفی نمودند و چون مردند و از بین رفتند اسرار محل دفینه ها را نیز با خود به گور بردند . این کلمات را یکی از سربازان که در ضمن روحانی نیز بود و پدر " پدروچیزادولئون " نام داشت, چندسال بعد از قتل اخرین امپراطور قوم "اینکا"ها و مردم انجا به دست ناخدا و سردار" پیزارو " و سربازان خونخوارش, به رشته تحریر در اورده است . چشمان " پیزارو " در اثر حرص و آز به طلا چنان کور شده بود که تبدیل به حیوان درنده خو گردیده بود که تاریخ برای همیشه به خاطر خواهد داشت . وی امپراتور انها " آتاهوالپا " را اسیر و زندانی نمود و اعلام کرده بود که وی را در ازای تحویل گرفتن تمام طلاجات و ثروت موجود در ان سرزمین ازاد خواهد کرد . طبق روایات همسر امپراطور با غیبگویان کیهانی مشورت نمود و وقتی مطمئن شد که جنگجویان اسپانیولی حتی بعد از تحویل گرفتن گنجینه ها نیز امپراتور را خواهد کشت, ابتدا دستور داد تمام گنجینه را بطور سری در دخمه ها مخفی نموده و مدخل انها را طوری مسدود و کور نمایند که قابل شناسائی نباشد و سپس تمام کسانی که در این ماجرا دخیل بودند به همراه همسر امپراطور خودکشی کردند و همانطور که پرفسور " هارولد ویلکین " نیز تایید می کند, رمز محل ان دفینه ها بصورت هیروگلیف موجود است و فقط بازماندگان ان امپراطور در هر عصر از ان مطلع است و قبل از مرگ به فرزند خود می اموزد . حال ان گنجینه ها در دل غارهای زیر زمینی نهفته است که احتمالا در هزاران سال پیش توسط اقوام خیلی متمدن احداث شده بودند که در ان ایام همین اینکاها به صورت قبایل وحشی سرگردان میزیسته اند . 
داستان بالا خیلی محتمل جلوه می نماید . زیرا دالانها و راهروهای زیرزمینی فراوانی از این دست نه تنها در سرزمین اینکاهای سابق بلکه در جاهای دیگر نیز موجود است . گفته میشود که یکی از مهمترین نوع تونل ها , شبکه هایی از دالانهای زیرزمینی بوده است که بین " لیما " پایتخت پرو و "کوزکو " پایتخت اینکاها کشیده شده بود و به سمت جنوب شرقی تا مرز " بولیوی " ادامه داشته است . طبق مدارک قدیمی مقبره مجلل سلطنتی در داخل یکی از همین تونلهای زیرزمینی قرار دارد . تنها دانشمندان نیستند که جذب این وسوسه شده اند . هر چند که حقیقت ان تا چند قرن اینده نیز شاید برملا نشود . زیرا کندن و کنار زدن مانع سنگ و ملات اهک که تا عمق 40 متری مدخل تونل را مسدود نموده است – خارج نمودن بخارات خفه کننده و متعفنی که چندین قرن است داخل ان تونل ها را پر نموده خیلی مشگل و پرهزینه است . وخطرات مرموز دیگر نیز شاید در انتظار کاشفین انجا باشد, مثلا گفته میشود که اینکاها تله هایی برای تجاوزکنندگان احتمالی به انجا کار گذاشته اند ,بدین صورت که ناگهان زمین زیرپای چنین ادمهایی دهان باز کرده و به کام خود که چاه های عمیقی هستند فرو خواهد برد . اینگونه تونل ها علاوه بر وسوسه دست یابی به گنجینه کلان, معمای باستان شناسی شگفت انگیزی نیز بحساب می ایند . دانشمندان بر این باورند که ان تونل ها به وسیله اینکاها ساخته نشده اند و هر چند بعدها مورد استفاده انها واقع شده و در مورد سازندگان انها نیز بی توجه بوده اند . در واقع انها انقدر شگفت انگیز و مهم هستند که نمی شود با حدس و گمان و احتمالات در موردشان صحبت نمود, همانطوری که تعدادی از دانشمندان تحققیق بعمل اورده و انها را ساخت دست نوعی از غولهای ناشناخته قلمداد نموده اند .اما همانطور که در قسمت اول مطلب " تمدنی اسرار امیز در زیر زمین" خدمتتان عرض کردم -حقیقت عجیب دیگر این است که این نوع تونل ها در سرتاسر دنیا وجود دارد . یعنی علاوه بر امریکای جنوبی در کالیفرنیا – ویرجینیا – هاوائی ( در انجا تمام جزیره ان مجمع الجزایر بوسیله ان تونلها زیر زمینی به هم ارتباط داده شده اند ) اقیانوسیه و اسیا و همچنین در سوئد و چک و اسلواکی و جزیره مالت وجود دارند . یک تونل بزرگ در که در حدود 50 کیلومتر ان مورد کاوش قرار گرفته است از زیر تنگه جب الطارق عبور نموده اسپانیا را به مراکش وصل می کند . بعضی از دانشمندان معتقدند که میمون های نوع شمالی افریقا که برای اروپائیان ناشناخته است, از طریق ان خود را به جبل الطارق رسانده بودند ( من سعی دارم تمام تئوریها را خدمت شما بیان کنم تا خود قضاوت کنید ) حتی گفته شده است که این گونه دالان های سنگی زیر زمینی شبکه ای را تشکیل می دهند که حتی دور افتاده ترین نقاط سیاره ما را بهم وصل می کنند . پرفسور " ایرون جان هیل " درباره تونل های امریکای جنوبی و بخصوص تونل های منتصب به " اینکا " ها نظر جالبی دارد , او میگوید : همانطور که همه میدانند جمجمه کریستالی قوم " مایا " چون معمائی برای نسل امروز باقی مانده است, هر چند این جمجمه کریستالی از ویرانه های " مایا"ها پیدا شده اما قدمتی چند هزار ساله دارد . اقوامی که میتوانند ان جمجمه کریستالی را انگونه برش و طراحی کنند – ایا از کندن چنین تونلهای عاجز خواهند بود ؟! . این جمجمه کریستالی متعلق به اقوام مایا در امریکای مرکزی وشمالی است که متعلق به 800 قبل از میلاد میباشد . دانشمندان هنگام مطالعه روی این جمجمهمتوجه شدند , برشهائی به روی این جمجمه کریستالی است . اما برشها به گونه ایانجام شده که بر خلاف جهت های طبیعی کریستال است , یعنی در واقع این گونه برشها قاعدتا" باید باعث شکسته شدن و ترکخوردن کریستال شود . اما این کریستال دارای ویژگی های اوپتیکال عجیبی میباشد , که حتا در این دوره مدرنیزه و با تمام امکانات و تجهیزات و وسایلیکه دارای دقت بسیار میباشد , ساختن ان امکان پذیر نیست و در نتیجه نه تنها این کریستال شکستهنشده و ترک نخورده , بلکه کانلهای نوری ان به شکل معجزه اسائی جهت داده شده , برای مثال نور از پایه جمجمه به چشمها میاید و انها را مانند چشمانیک انسان زنده نورانی میکند . بسیاری معتقدند که اینگونه برش در کریستال و جهت بخشیبه نور تا یکهزارسال اینده نیز از ذهن و دست بشر معمولی برنخواهد امد , شاید هم مطابق باور بسیاری ملاقاتی که یک تمدن فضائی پیشرفته ازاقوام مایا در هزاران سال پیش به عمل امده در ساختن این جمجمه کریستالی با ابعادنورانی عجیب ان موثر بودهاست" ا –" جان شپرد" که شعبه یکی از روزنامه های مشهور ایالات متحده را در کشور " اکوادور " اداره می کند,گفته است که در سال 1944 یک نفر مغول را که یک نوع چرخ فرفره عبادت* را در دست داشت و به حالت خلسه فرو رفته بود, در ساحل کشور کلمبیا مشاهده کرده بود . گفته میشود که ان شخص کسی جز " دالایی لامای سیزدهم " نبوده است که تصور می شد در سال 1933 فوت نموده ولی جسد وی هرگز در داخل سردابه ای که بدین منظور درست شده بود قرار نگرفته بود . دلایلی را که " لهاسا "** ارائه نمود این بود که وی در حقیقت نمرده بود , بلکه دست به یک سفر زیارتی زیر زمینی به سوی کوه های" آند" واقع در قاره امریکا زده بود- که خواستگاه اصلی دین " لاما " قبل از اینکه با بودایی محشون شود,بوده است . این موضوع شاید عجیب و غیر واقعی جلوه بکند – اما تعدادی از روحانیان دین لاما که در مورد وجود تونل های زیر زمینی مورد سئوال قرار گرفتند – همگی اعلام نمودند :<< بله چنین تونل های وجود دارند و توسط تعدادی از غولها کنده شده است که ما را با نور معرفت و دانش خود منور نمدند و در ان ایام دنیا هنوز جوان بود. >> شاید وقتی بخوانیم که طبق گفته " کاروکس " – " ایوپالیونها " در ایام باستانی تونلی را در جزیره " ساموس " احداث نمودند, تا حدودی قانع بشویم . طبق ان مدارک – کار حفاری از دو نقطه ابتدا و انتها بطور همزمان شروع گردید . طول تونل حدود 1100 متر است . این تونل کاملا مستقیم است و دو تیم حفاری درست طبق طرح در یک نقطه به هم رسیدند . مهندسین فرانسه و ایتالیا که زیر کوه " مونبلانش " مشغول حفر تونل بودند – از تجهیزات مدرن و الکترونیکی گوناگون بهره میگرفتند, البته کانال مانش هم از این قاعده مستثناء نیست – در صورتی که تا انجا که اطلاع داریم " ایوپالیونها " حتی قطب نما هم در اختیار نداشتند .!! حال این معما را چگونه باید حل کرد با شماست.!! کانالی که حتا یک اینچ هم منحرف نشده و از یک مهندسی باور نکردنی حکایت می کند. یکی از مسائلی که دوباره باید بازنگری شود – ارتباط تمدنهای گذشته با یکدیگر است – اینکه این ارتباط چگونه و از کجا صورت گرفته نکته مهمی است . علم امروز میگوید : با توجه به قرائن و شواهد, انسان به مرور زمان تکامل پیدا کرده و دانش امروز بشر حاصل میلیونها سال تجربه او میباشد .

A T E N A:
::: متافیزیک از دید ارسطو  ::: 


ارسطو شاگرد افلاطون در کتاب خود " متافیزیک " به بررسی هستی همانطور که هست پرداخته است. او در این کتاب از افلاطون انتقاد کرده که وی نه به مفهوم هستی پرداخته و نه به علت هستی. ارسطو در این کتاب، طبیعت را هر آن چه اصل حرکت و سکونش را داراست می داند.    

ارسطو شاگرد افلاطون در کتاب خود " متافیزیک " به بررسی هستی همانطور که هست پرداخته است. او در این کتاب از افلاطون انتقاد کرده که وی نه به مفهوم هستی پرداخته و نه به علت هستی. ارسطو در این کتاب، طبیعت را هر آن چه اصل حرکت و سکونش را داراست می داند. بررسی ثبات و نهایت از دیگر موضوعات مطرح شده در این کتاب است. ارسطو به این اشاره می کند که اندیشمندان Eleate هستی را نفی می کردند، هراکلیت دیگر فیلسوف یونانی حرکت را در نظر گرفته بود و افلاطون ثبات در ایده را مطرح کرده بود. ارسطو انتقاد می کند که افلاطون حرکت را به عنوان علت تغییر در هستی قبول نداشت و از نظر ارسطو،‌ ثبات در دیدگاه پارمنیدس یک پرسپکتیو شوم برای فیزیک است.
ارسطو ۴ علت برای هستی قائل بود:
ماده:* حرکت:* ایده یا فرم:* علت چرایی:
●ماده:
ماده، که به سوبسترا تعبیر می شود (هراکلیت، آتش را منبع هستی می دانست چرا که در اجسام نفوذ می کند و عمق آنها را نشان می دهد اما آناکسیمن، باد و تالس، آب را علت هستی و نخستین ماده پدید آورنده هستی می دانستند) و نیز به گونه ذهنی قابل تعبیر است ( افلاطون آن را به ۳ نوع هستی: ایده ها، کپی آنها و ماده تقسیم کرده بود).
●حرکت:
حرکت، ارسطو حرکت را دومین علت هستی می دانست.
●ایده یا فرم:
ایده یا فرم، ارسطو ایده یا فرم را سومین علت هستی می دانست.
●علت چرایی:
علت چرایی که همان هدف از وجود هر شیئ و پدیده است. به عنوان مثال،‌ وجود برگها در درختان به دلیل محافظت از میوه هاست. این دورنمایی یا teleologism در دیدگاه آناکساگور (دیگر فیلسوف یونانی که هوش و فکر را علت هستی می دانست) و افلاطون نیز دیده می شود.
ارسطو متافیزیک را به عنوان دانش بررسی هستی برای بشر ممکن می دانست. او هر دانشی را در حوزه مربوط به ویژگیهای خودش مطرح کرد که بررسی گونه ها،‌ ویژگیها و تقسیم بندی ها را در بر می گیرد ولی هستی این طور نیست وگرنه ویژگیهایی ییدا می کرد که او را از گونه های دیگر جدا می کرد درحالی که هستی همه چیز را در بر می گیرد. ارسطو ۳ نوع دانش قائل بود: فیزیک، ‌ریاضی و تئولوژی یا دانش اولیه. او فیزیک را به اجسام متحرک و جدا نشدنی از ماده نسبت می داد. ریاضی را به هستی غیر متحرک و جدانشدنی از ماده یعنی غیر مستقل از ماده مربوط می کرد و دانش اولیه را مختص هستی غیر متحرک و جدا شده از ماده می دانست. از نظر او، اگر هستی فقط در اجسام متحرک بود، دانش اولیه به فیزیک مربوط می شد اما چون هستی فقط در اجسام متحرک نیست پس دانش اولیه به فیزیک مربوط نمی شود بلکه جوهر یا ذات هستی و ویژگیهای مربوط به آن را در بر می گیرد. او دانش اولیه را جهانی و کلی می دانست.
دانش اولیه یا تئولوژی و به تعبیر دیگر فلسفه اولیه همان "شناخت مبدا هستی و همه هستی است که از آن ناشی شده" پس در دو شاخه قابل بررسیست.
"هستی شناسی" به عنوان دانش فقط به شناخت خدا مربوط نیست بلکه انسان،‌ تاریخ، زبان و هر آن چه مربوط به ویژگیهای مشترک تجربیات ماست را نیز شامل می شود.
" ارسطو ۴ معنی برای هستی قائل بود: "
۱) هستی تصادفی که مستقل از ماده نیست،
۲) مقوله ها که ارسطو ۱۰ مقوله قائل بود: ذات، کیفیت، کمیت، نسبت، مکان، زمان، عمل، موقعیت، میل، مالکیت،
۳) توانایی که این نظر ارسطو جوابی به غیر متحرک بودن هستی در متافیزیک پارمنیدس است،
۴) هستی واقعی که به "هست" و "واقعی هست" نیز تعبیر می شود و نوعی تایید برای هستی ست.
بحث ارسطو درباره هستی به متافیزیک حرکت اجرام آسمانی برمی گردد که حرکتی دورانی و مداوم دارند. ارسطو شروعی برای این حرکت قائل نیست اما به نظر او این حرکت پایانی دارد. او علت این حرکت را وجود یک موتور یا حرکت دهنده اولیه می داند که خودش حرکتی ندارد وگرنه برای حرکتش باید دنبال اصل دیگری گشت. از نظر ارسطو،‌ تبعیت هستی از چند حرکت دهنده ممکن نیست اگر چه او در بخش دیگری از کتابش به ناچار به چند حرکت دهنده اشاره می کند که غیر متحرکند و باعث حرکت کل هستی هستند.
" در نقد فلسفه ارسطو لازم است به چند نکته مهم بیردازم: "
۱) ارسطو علت هستی را به چهار علت تقسیم کرده: ماده، حرکت، ایده یا فرم و علت چرایی. باید توجه داشت که این چهار علت جدا از هم نیستند بلکه با همند. به عنوان مثال، علت چرایی یا هدف از وجود اجسام و یدیده ها را نمی توان جدا از حرکتشان در نظر گرفت چرا که هدف از وجود بدون حرکت معنی نمی دهد.
۲) ارسطو فیزیک را به اجسام متحرک و جدا نشدنی از ماده نسبت می داد. این نظریه اشکال دارد، چرا که دانش فیزیک تنها محدود به شناخت اجسام متحرک نیست و اجسام غیر متحرک نظیر جامدات را نیز شامل می شود. این که ارسطو جامدات را متحرک بداند غیر ممکن است چرا که در زمان او تنها نظریه اتمی دموکریتوس رایج بود که اتمها را از اجزاء تشکیل دهنده ماده می دانستند اما الکترونها را به عنوان جزء تشکیل دهنده اتم نمی شناختند در حالی که امروزه می دانیم الکترونها در جامدات حرکت دارند و جامدات در ذات خود متحرکند اما در زمان ارسطو، ‌جامدات را غیر متحرک می دانستند و محدود کردن دانش فیزیک به اجسام متحرک در نظریه ارسطو به معنای حذف جامدات از مقوله فیزیک است مگر آنکه جامدات را نه در حال سکون بلکه در حال حرکت توسط عامل حرکت دهنده ای در نظر بگیریم.
۳) هستی تصادفی، ‌مقوله ها، توانایی و هستی واقعی که ارسطو از آنها به معانی هستی تعبیر می کند، در واقع جدا از هم نیستند بلکه با همند و یکی بدون دیگری معنی نمی دهد.
۴) ارسطو به حرکت دهنده اولیه به عنوان علت هستی اشاره کرده اما آن را توضیح نداده و فقط به این مورد یرداخته که حرکت دهنده اولیه عمل می کند و عمل او فکر است. این نظر بسیار ابتدایی ست و مفهوم این حرکت دهنده اولیه به صورت عمیق تر در متافیزیک ارسطو نیامده است.

سفری کوتاه به زیبا ترین نقطه ی دنیا "کمچاتکا




منطقه ایی با طبیعت بکر در روسیه که 3000 سال پیش توسط یک روسی کشف شد. این منطقه دارای آتش فشانهای زیبا و هزاران چشمه آب گرم هست که گاهی ارتفاع فوران این چشمه ها به 100 متر میرسد. آنچه که در اینجا بسیار جالب است این است که این منطقه در 3000 سال گذشته هیچ گونه تغییری نکرده و سالانه هزاران نفر به اینجا برای تفریح سفر میکنند. بسیاری از مردم معتقدند که این منطقه
زیباترین نقطه دنیاست چون همواره جنگل دریا کوه رودخانه و آتشفشان در یک محل و به صورت شگفت انگیز قرار دارد

زدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)


دختر زیبایی که با هیولایی از جنگ برگشته ازدواج کرد

گروهبان Ty Siegel قبل از سال 2004 و رفتن به جنگ عراق چهره ای عادی داشت.
ولی سال 2004 با یه حمله ی انتحاری ماشینشون سوزانده میشه و اون به طرزه معجزه اسایی نجات پیدا میکنه ولی با ظاهری متفاوت

• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

در جامعه هایی که همه با تمایلات جسمی زندگی رو شروع میکنن کاره این دختر واقعا شگفت انگیز بود.
• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

در حالی که خوده گروهبان از چهره خودش متنفر هست ولی همسر او میگوید : زشتی صورت او باعث نمیشه که چیزی از علاقه ی من به اون کم بشه.
• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

===================================================================
این پسر 24 ساله به نام Reynaldo Vavekche با Adelfa Volpesle که از خودش 58سال بزرگتر بود ازدواج کرد. این پسر که در کودکی مادر خودشو از دست داده بود از بعد از فوت ما
درش با این زنزندگی کرده است که در نهایت ....
• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)


• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

==========================================================

این مرد کوچک Vern Troyer که بازیگره چند فیلم از جمله هری پاتر و چند فیلم دیگر هالی وود هست با دوست دختر خود به نام Geneviève Gallen که معلم یوگا هست ازدواج کرد. این زن حتی در حالت نشسته از شوهر خودش بلند تر هست. 
• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

================================================
این جوان با دوست دختر 115 کیلویی خود قرار هست ازدواج کنن. اون همیشه خوشبینه به روش های پزشکی و 
درمان زنش.
• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

================================================

• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

================================================================
قد او تقریبا نزدیک به 188 سانتیمتر هست. با این حال این باعث نشده که با شوهر 80 سانتی خودش احساس خوشبختی نکنه.
• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)

===================================================================
نابرابری 
زندگی و مرگ

کتی که به زندگی علاقمند بود و علاقه ی بسیاری به ازدواج با مرده مورد علاقش داشت با یه مشکل بزرگ رو برو بود برای شروع زندگیه شیرین خودش. و اون بیماریه سرطان بود

کتی پس از اون مراسم خاطره انگیز و بعد از اینکه به ارزوش رسید تلاش می کرد با بیماری سرطان مقابله کنه ولی سرانجام 5 روز پس از عروسیش در نبرد با بیماریه سرطان مغلوب شد و از دنیا رفت.


• ازدواج های تامل برانگیز(حتما ببین)